خرید بک لینک
آدم یاد تبلیغات تلویزیونی می‌افتد؛ تبلیغاتی که ارائهنده کالا، روبروی دوربین می‌ایستد، زل می‌زند و با افتخار می‌گوید: «ما تمهیدی اندیشیده‌ایم که این کالا، بی‌واسطه در اختیار شما قرار بگیرد. عدد یک را پیامک کنید. ارزش؛ فقط 299هزار تومان». این‌که این هزار تومانش تخفیف است یا به‌ علم روان‌شناسی متوسل شده‌اند؛ نمی‌دانم، اما مثال است. نه از کالا می‌نویسم و نه درکل از تبلیغات.والده این‌بار، بی‌واسطه در مجلسی که مزین شده بود به‌نام «اباعبدالله» می‌رود و گوش می‌دهد به‌نوای دل‌نشین زیارت عاشورا. کمی که میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 6:10

نشد که با دخترک چشم در چشم شوم. نگاه‌ها حرف برای گفتن بسیار دارند. عجب موجودی خلق کرده خدا! بخندی، در چشم معلوم است؛ گریه کنی، در چشم معلوم است؛ تنفر داشته باشی، در چشم معلوم است؛ دروغ بگویی، در چشم معلوم است؛ خلاصه که هرچه داری و نداری را این یک‌جفت نعمت خدادادی برملا می‌کنند. محفل گرمی شده بود. فکر می‌کنید اولین جملۀ رسمی بعد از آمدن مطلوب چه باشد؟ دقیقاً درست است. از دهان مبارک والده درآمد: «اگه اجازه بدین، عروس و داماد چندکلامی با هم صحبت کنند.» و اگر فکر می‌کنید کسی جرأت مخالفت با این دیالوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 6:10

دهانم پر خون شد. همین‌طور می‌زد. در ماشین بودم و نمی‌توانستم پیاده شوم. تنها راه چاره این بود که شیشه را پایین دادم و نیمی از بدنم را از آن خارج کردم و جوری داد و فریاد کردم تا برادرهایم ببینند. دیدند و سرعت ماشین‌های‌شان را زیادتر کردند و جلوی مرحوم زدند روی ترمز. دونفر از برادرهایم پیاده شدند و تا می‌خورد او را زدند. مرحوم هم از آن‌ها شکایت کرد. این وسط تنها یک مشکل وجود داشت؛ مشکل این بود که شکایت مرحوم، سند محکم و متقنی (به ضم میم و سکون تاء) داشت. وقتی برادرهایم کتکش می‌زدند، دوربین هتلِ آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صیغۀ صبر coming soon... # مرد صیغه‌ای صیغه یعنی نوع، هیئت، اصل، شکل و در کل ریخت هر چیزی را می‌گویند. کلهـم اجمعیـن ریخت هر چیزی را تحلیل می‌کنیم. اینجا را آرام بخوان؛ می‌خواهی تمرین تندخوانـی کنی، روزنامه بخوان نه وبلاگ. صیغۀ نخست صیغۀ پروفایل عناوین صیغه‌هاصیغه‌های پیشین شهریور ۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ دی ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲مسئله صیغه‌ها داستان طلاق مرد صیغه ای ازدواج = 14 فایده RSS POWERED BY ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 6:10

نشد که با دخترک چشم در چشم شوم. نگاهها حرف برای گفتن بسیار دارند. عجب موجودی خلق کرده خدا! بخندی، در چشم معلوم است؛ گریه کنی، در چشم معلوم است؛  تنفر داشته باشی، در چشم معلوم است؛ دروغ بگویی، در چشم معلوم است؛ خلاصه که هرچه داری و نداری را این یکجفت نعمت خدادادی برملا میکنند. محفل گرمی شده بود. فکر میکنید اولین جملۀ رسمی بعد از آمدن مطلوب چه باشد؟ دقیقاً درست است. از دهان مبارک والده درآمد: «اگه اجازه بدین، عروس و داماد چندکلامی با هم صحبت کنند.» و اگر فکر میکنید کسی جرأت مخالفت با این دیالوگ را داشته باشد، سخت در اشتباهید. والدۀ مطلوب نگاهی به شوهرخواهر مطلوب انداخت. شوهرخواهرش کمی اطراف را دید زد و نگاهش را تحویل برادر مطلوب داد. برادر مطلوب سر به زیر انداخت. از همه کوچکتر بود. شوهرخواهر مطلوب که دید آبی از این برادر به جوش نمیآید، نگاهی به همسرش انداخت. من بعدِ این اقدام، چون دیدم جوابی دریافت نکردیم، سر به زیر انداختم و انگشتان را بازیچه قرار دادم. کمکم داشتند از جا میکندند. دست آخر (به کسر خاء) همهچیز ختم به والدۀ دخترک شد که حکم نهایی را امضاء کرد و به دخترک گفت: «برید تو اتاقت باهم صحبت کنید». دخترک همانجا اعلام کرد که اتاقم بههمریخته است و میرویم در اتاق دیگر. چه فرق میکرد! مهم این بود که کلامی گفته شده بود و در دلم آشوبی بود که هرچه زودتر به انجام برسد.   رضایت داده شد صحبت کنیم. این مرحله بهشدت سخت است؛ اولش را عرض میکنم. بهمرور هردو (طالب و مطلوب)، مثل همۀ امور عادی میشوند. کلمهها سنجیدهتر و با

پیامبرمون (ص) می فرماد:

هر کسی به منظور اینکه از محرمات برکنار بماند، زن بگیرد؛ خداوند او را یاری خواهد کرد.

سرتو درد نیارمو و ذهنتو خسته نکنم، صیغه یازدهم: جذب یاری بیشتر خدای حکیم؛

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 14:31

اول شاهد: امام صادق علیه السلام می فرماد: هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماد: اگر آنان فقیر باشند، خدا از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند. صیغه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 14:31

بازم اول شاهد:

پیامبرمون (ص) می فرماد:

بیشترین اهل جهنم، انسان هاب بی همسر هستند.

برو تا ته ماجرا ...

صیغه سیزدهم: نجات از جهنم؛

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 14:31

از قدیم گفتن: خونواده کوچکترین واحد اجتماعی و مقدس ترین نهاد بشریست. یه کمی کتابی شد، ولی اشکال نداره، کاملا واضحه! خب باشه، چه کنیم؟ هیچی، اگه اینجور باشه، پاک ترین و عمیق ترین برنامه ها که برای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 14:31

اولین فایده ازدواج کدام صیغه است؟دومین فایده ازدواج کدام صیغه است؟سومین فایده ازدواج کدام صیغه است؟چهارمین فایده ازدواج چه صیغه ایست؟پنجمین فایده ازدواج چه صیغه ایست؟ششمین فایده ازدواج چه صیغه ایست؟فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 14:31

دهانم پر خون شد. همینطور میزد. در ماشین بودم و نمیتوانستم پیاده شوم. تنها راه چاره این بود که شیشه را پایین دادم و نیمی از بدنم را از آن خارج کردم و جوری داد و فریاد کردم تا برادرهایم ببینند. دیدندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 23:28

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

عازم مشهدم. بعد از بازگشت در خدمت هستم.

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 23:28

بعد از مدت ها سلام این یک قلم جنس را حقیقتش در فضای مجازی ندیده بودم: صیغه نوشت: احتمالاً کوچ کنم که اگر این اتفاق افتاد، اطلاع خواهم داد.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 18:44

آدم یاد تبلیغات تلویزیونی میافتد؛ تبلیغاتی که فروشنده کالا، روبروی دوربین میایستد، زل میزند و با افتخار میگوید: «ما تمهیدی اندیشیدهایم که این کالا، بیواسطه در اختیار شما قرار بگیرد. عدد یک را پیامک کنید. قیمت؛ فقط 299هزار تومان». اینکه این هزار تومانش تخفیف است یا به علم روانشناسی متوسل شدهاند؛ نمیدانم، اما مثال است. نه از کالا مینویسم و نه درکل از تبلیغات. والده اینبار، بیواسطه در مجلسی که مزین شده بود بهنام «اباعبدالله» میرود و گوش میدهد بهنوای دلنشین زیارت عاشورا. کمی که میگذرد، در صدای مداح گره ایجاد میشود و به آبولرم خوردن و «اهوناهون» کردن میافتد. اتمام کار زیارتنامه بوده که صدایی بهغیر از صدای مداح به گوشش میرسد؛ «الهمالعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد». سر خم میکند. دخترک همسایه است که کار نیمهتمام مداح را انجام داده و بار را به سرمنزل میرساند. امشب به زیارتش میروم. صیغهنوشت: «جواب کامنت خصوصی» سلام کامنت شما خصوصی بود و اینجا پاسخ میدهم. همیشه گفتم پسر طالب است و دختر مطلوب. معمولاً اگر طالب، مطلوب را نپسندد، پیگیر نمیشود. روحیۀ مطلوب نسبت به طالب، شکنندهتر است. تصور کنید طالبِ جنسی از اجناس مغازهاید. نسبت به جنس، تعصب شما کمتر از فروشنده است. اگر مستقیم به فروشنده بگویید من جنس شما را نپسندیدم، به فروشنده برمیخورد. بههمینخاطر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صادقی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 18:44

صفحه بندی